هرگز نميتواني براي هميشه چيزي يا کسي را داشته باشي، دير يا زود آن را از دست ميدهي، هرچه برايات مهمتر و عزيزتر باشد، به همان نسبت زودتر از دستاش ميدهي.
هرگز نميتواني براي هميشه چيزي يا کسي را داشته باشي، دير يا زود آن را از دست ميدهي، هرچه برايات مهمتر و عزيزتر باشد، به همان نسبت زودتر از دستاش ميدهي.
امروز صبح همين که چادر ِ اتومبيل را کشيدم، ديدم يک تکه پلاستيک ِ کوچک که با يک نخ ِ مشکي بسته شده بود و داخلاش کمي گرد ِ سفيد رنگ و يک کاغذ بود از لاي چادر افتاد بيرون! پلاستيک را برداشتم و انداختم توي کوچه، بعد با خودم فکر کردم شايد کوکاييني، چيزي باشه، بالاخره کوکايين بايد گرمي شصت، هفتاد هزار تومن بيارزه، دويدم رفتم برش داشتم. آمدم داخل ِ شرکت و با خوشحالي و اميد بازش کردم ديدم بعله، چند گرمي گرد ِ سفيد رنگ ِ خوشگل داخلاش هست! کاغذش را برداشتم و بازش کردم ديدم يک نوشته است با اين مضمون:
"سهشنبهي اول 141 مرتبه يا صاحب الزمان ادرکني بگوييد، سهشنبهي دوم 141 بسته نمک پخش کنيد، سهشنبهي سوم حاجت بگيريد" !!!!!!؟؟؟؟؟
طرف ديروز سهشنبهي دوماش بوده، انداخته لاي چادر ِ ما!